این دیگر چه یادداشتی است که #احمد_زید_آبادی نوشته است. بخوانید:
پدیدۀ مرموز!
سعید جلیلی اگر خواهان ادامۀ فعالیت سیاسی است، به جای تشکیل "دولت در سایه" که اسم بیمسمایی در نظام جمهوری اسلامی است، باید حزب تشکیل دهد. دولت در سایه بدان سان که او مراد و دنبال میکند، یعنی پدیدۀ مرموزی که اعضا و منابع و ارتباطات و نوع فعالیتش برای جامعه شناخته شده نیست و عملاً یک نیروی زیرزمینی به شمار میرود. حزب سیاسی اما پدیدهای شفاف است و منابع مالی و انسانی و برنامۀ قابل پنهانی از چشم رسانهها ندارد.
دعوت از #سعید_جلیلی برای عبور از دولت سایه و تشکیل حزب و ارائه برنامه! جای تعجب دارد. آنچه اظهر من الشمس است که دشمن درجه یک #سعید_جلیلی و اصحاب او، شفافیت است و نام #دولت_سایه خود گویای آن چیزی است که در پس پرده فکری سعید جلیلی و اصحاب او می گذرد. اگر آن ها می خواستند شفاف عمل کنند به صورتی حداقلی دعوت #بیژن_زنگنه برای مناظره در ارتباط با قرار داد #کرسنت را می پذیرفتند و به عبارتی دیگر، رو بازی می کردند. آنچه موجب ادامه حیات تفکری است که سعید جلیلی پرچم دار آن است، سایه است و دوری گزیدن از قرار گرفتن در معرض تابش نور. نور خورشیدی که از شفافیت ساطع می شود.
شاید این یادداشت زیدآبادی را باید تفسیری دیگر کرد. تفسیری از این قبیل که کنایه ایی به اوست و هشداری مجدد به اصحاب سیاست این روزهای ایران.