بعد از بسیار زمانی که می شود از دی ماه خونین 1404 به این سو به این وبلاگ سری نزدم. نشد که سر بزنم. اینترنت قطع بود و اینترنت نبود و در نبود رشته ارتباطی انسان با دنیا برای احساس انسان بودن در آن روزها و روزهای بعد از آن، نشد که بیایم و این جا کمی بنویسم.
الان که آمدم به این وبلاگ سر زدم به این دلیل است که می خواهم به #محمد_قوچانی این پیام من برسد که: برای ما که نوجوانی مان با خرداد 76 و بهار مطبوعات گره خورده است، نام محمد قوچانی قلمی دوست داشتنی بود که بود و دیگر نیست. اگر این ها را می خواند و می خواهد که بداند چرا؟ همینقدر کوتاه برایش بنویسم: از قیاست خنده آمد خلق را.
#لاریجانی کجا و فروغی کجا؟
ابطال وقت خوانندگان احتمالی این وبلاگ است و الا شرحی به اندازه مثنوی در خنده دار بودن آن قیاس می نوشتم اما باز هم کوتاه بنویسم: کوتوله سیاسی #پایداری چی در #یکشنبه_سیاه #مجلس را به خاطر بیاورید که می گفت: این داداشم به اون داداشم ........ .