۱۴۰۳ اسفند ۱۰, جمعه

دو سوال تکراری

 خبرگزاری مهر این عکس را از مراسم تشییع آن چه از #حسن_نصرالله مانده است، منتشر کرده است. سوالی است که تکراری استاما دوباره باید پرسید: آیا مهسا امینی کشته شد چون پوشش ظاهری او چون طرفداران حسن نصرالله بود؟ و سوال دوم این که آیا کسانی در ایران حاضرند به زنان و دختران هموطنشان به این دلیل که پوشش ظاهری شان مانند طرفداران حسن نصرالله است، حمله کنند و مورد ضرب و شتم قرار بدهند؟

روح مهسا امینی شاد. 










۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه

ابتدای انتهای ویرانی

 طلا شصت و نه میلیون تومان . دلار هشتاد و پنج هزار تومان. این ها اگر سقوط نیست پس چیست. این ها اگر مقدمات یک انقلاب بزرگ نیست پس چیست. چرا در خوابند بزرگان قوم . چرا بیدار نمی شوند. این خواب خرگوشی چقدر اعتیادآور است؟ چرا این همه در این خواب به آدم ها خوش می گذرد. صحبت از کدام قله است. کدام پیش رفت . خوشحالی از بازگشت عده ایی آدم به خرابه را می گذارند پیروزی. پیروزی در چه چیزی؟ در زندگی کردن در ویرانه ها. کاری که انقلاب و اصرار بر شعارهای چهاردهه پیش دارد بر سر ایران و ایرانی می آورد. زیستن در ویرانه. زندگی کردن دارای یک سری مشخصه هاست. نیازهای اولیه برای زیستن. زیستن در فراغت داشتن لحظه هایی برای بهتر کردن زیست بوم را می توان از فرصت هایی دانست برای زندگی کردن. حالا نامش را می گذارند که مردم غزه پیروز شده اند. آن ها پیزور شده اند و نه پیروز. 

کمی بیشتر بفهمید.

۱۴۰۳ دی ۱۰, دوشنبه

وقتی که هر کسی ذات خودش را نشان می دهد.


 ف.میم سخن نمی دانم چقدر دردش آمده است که چنین مزخرفی را سر هم کرده است. خیلی از نوشته های او را در همین حدود خوانده ام اما همیشه یک حدی را رعایت می کرد اما با دیدن فیلم #ادرار کردن یک شاه دوست بر سر خاک #ساعدی نمی دانم چه بر حال و هوای #ف_میم_سخن رفته است که چنین متنی بی پروا و به دور از ادب نوشته است و آدرس خاک مرحوم #مجتبی_مینوی را داده است برای ادرار کردن.

می خواستم الفاظ دیگری به کار ببرم که بی خیالش شدم. 

نوشته به دور از ادب او را با عنوان :

چند نشانی قبر برای شاشیدن عزیزان عصبانی و انقلابی اعم از چپ و راست!؛ ف. م. سخن

در این لینک بخوانید.

از امیر حسین ثابتی تا دکتر علیرضا نوری زاده

همین چند روز پیش در تلوزیون #ایران_اینترنشنال دکتر #علیرضا_نوری_زاده به عنوان مهمان برنامه حرف هایی زد که درست دو روز قبل از آن #امیر_حسین_ثابتی در مجلس آن ها را گفته بود. آن حرف چه بود؟ مشکل ج.ا در ناترازی های برق و گاز و مشکل آب که در پیش است. امیر حسین ثابتی با اشاره به همین موارد مدعی شده بود که مگر مشکلات ایران فیلترینگ و حجاب و ...... است. دکتر نوری زاده نیز با اشاره به همان موارد گفت: دیگر برای مردم ایران دیدار دو شیخ ( #ناطق_نوری و #کروبی ) اهمیتی ندارد.

به نقطه مشترک حرف های دکتر علیرضا نوری زاده و امیرحسین ثابتی دقت کنید! هر دو به گونه ایی حرف می زنند که انگار با آمدن #جلیلی و یا#رضا_پهلوی بر سریر قدرت ، آن ها در چنته خودشان آب و برق و گاز دارند که تا بیایند آن مشکل ها بر طرف می شود و همه چیز به سامان می رسد. نقطه مشترک سخنان هر دو این است که قدرت باید در دستان ما باشد تا ایران، ایرانی آباد بشود و این سخن یعنی این که ایران و آرامش و امنیت ایران مهم نیست، مهم این است که ما بیاییم تا همه چیز درست و درمان بشود و در بالا گفتم، هر دو به نوعی حرف می زنند که انگار آب و برق و گاز در جیب هایشان دارند.

اگر آرامش و امنیت و آبادانی ایران برای این دو نفر مهم می بود، باید می دانستند که هنوز خبر دیدار دو شیخ می تواند مهم باشد. چرا که کار به دست کسانی می افتد که آن ها را می توان رجل سیاسی شمرد و استخوان خُرد کرده در دنیای سیاست. دنیایی که در آن اصل بر بده بستان است و اگر ج.ا تا اینجای کار را به بیراهه رفته است، می توان امیدوار بود که با آمدن کسانی چون شیخ مهدی کروبی و تکنوکرات هایی استخوان سابیده در دنیای سیاست و اداره امور کشوری و لشکری، کار به روالی بیفتد که هرج و مرج در این خاک از این بیشتر نشود چرا که لزوم آمدن جلیلی ست ها و پایداری ها به مصدر قدرت استعفای پزشکیان است و آمدن رضا پهلوی مستلزم رفتن ج.ا که هر دوی این موارد با خود هرج و مرج و آشوب هایی به همراه خواهد داشت در صورتی که هنوز می شود با انتخاب گزینه ایی چون اصلاحات ساختاری امیدوار بود که چرخ آبادانی و آبادی وطن به راه بیفتد.

و در آخر این که: سودای هر دو نفر ایران را آباد نخواهد کرد.



۱۴۰۳ آذر ۲۹, پنجشنبه

برسد به دست حمید رسایی.

 tweet.jpgادب مرد به ز دولت اوست.

البته اگر سواد فهمیدن جمله بالا را داشته باشید. 

پی نوشت: میر حسین موسوی به بردار بزرگ معنویتان گفته بود، نفهمید. شما هم ایضاً.

۱۴۰۳ آذر ۱۲, دوشنبه

برسد به دست متزلزل ترین شخصیت سیاسی ج.ا محمدباقر قالیباف

 مجلس دو درصدی صلاحیت تصویب قانون را ندارد. 


پی نوشت: اگر دقت کرده باشید این ها که در مجلس هستند، بیش از آنکه نگران مردم باشند نگران ایدئولوژیی هستند که به آن ها کمک می کند برای تقرب جستن به قدرت.

۱۴۰۳ آذر ۶, سه‌شنبه

برسد به دست محمدرضا عارف



آقای عارف شما گفته اید: اگر حملات غیرمنصفانه ادامه یابد، به مردم اطلاع خواهیم داد چه تحویل گرفته ایم.

اول آن که شما خود از معضلات عدیده این مملکتید. شرف نداشتید که بعد از غلط زیادی فرزندتان بیایید و از ملت عذرخواهی کنید وقتی که گفت: ژن خوب.

دوم آن که همین جمله ایی که در بالا از شما را آوردم اگر بخوانید سر تا پای آن پر از تناقض است. حملات غیر منصفانه! یعنی تا مقداری از حمله ها را عادی می دانید!؟ به مردم اطلاع خواهیم داد! آقای عارف شما وظیفه اولتان صداقت با مردم است که بیایید و بگویید که چگونه بوده ایم و چگونه شده ایم . که بوده اید و چگونه محمدرضا عارف امروز شده اید! آقای عارف اگر شما درکی از همین میزان از وظیفه اصلی خود ندارید، صندلی را اشغال کرده اید. برخیزید که فتحعلی شاهی همه می توانند حکم برانند.

سوم: چه را تحویل گرفته اید! به مانند هاشمی شاهروردی، ویرانه ایی را تحویل گرفته اید؟ اگر گرفته اید چرا نمی گویید! چرا برنامه هایی که واجب است را نمی گویید! چرا نمی گویید که چگونه باید باشیم و نیستیم! چرا جریان اف ای تی اف را نمی گویید!

می دانید چرا؟

چون شما خود از معضلات این مملکت و ملت مظلومید.

۱۴۰۳ آبان ۲۵, جمعه

برسد به دست کیانوش سنجری

در رثای مرگ خود خواسته و دلخراش #کیانوش سنجری، جوان بلند بالای ایرانی تنها به عنوان یک ایرانی       می توانم بنویسم: 

دیوانه ایی از قفس پرید. 

 

‫دیوانه از قفس پرید - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد‬‎

۱۴۰۳ مهر ۶, جمعه

برسد به دست شیخ حمید رسایی

 شیخ #حمید_رسایی اخیرا توییتی زده است که موجبات وهن ایران و ایرانی است. این توییت را پس از یادداشت #احمد_زید_آبادی زده است با عنوان راه های باز، راههای بسته و با خواندن آن یادداشت عنوان کرده است که دو نوع دشمن وجود دارد. یکی در خارج که همان اسرائیل باشد و دومی در داخل که اصلاح طلبان و اعتدالیون باشد. من به واقع نمی دانم چرا کسی که خودش را یک رجل سیاسی می داند باید چنین توئیت ناشیانه ایی بزند و بر سر کوی و برزن دنیای مجازی اعلام کند که راه های فرار برای نرفتن زیر بار حرف حساب بسیار است.

به یکی گفتند: اسبت را به امانت می دهی. گفت: نه. پرسیدند چرا؟ گفت: چون سیاه است.

حالا توییت شیخ حمید رسایی در جواب به یادداشت کوتاه احمدزیدآبادی به مانند دلیل بالاست. جبهه جنگ جدیدی تعریف می کند تا فرار کند و به لبنان نرود. می گوید: دشمن در داخل است و اول باید با او جنگید چرا که حزب الله از حزب الابلیس بر می آید و باید بمانم و با اصلاح طلبان بجنگم. باید به شیخ مکتب نرفته یادآوری کرد: در داخل جنگ، جنگی سیاسی و بر سر قدرت است. در لبنان جنگ میان اسلام و کفار است. کدام را انتخاب می کنید؟ جنگ برای قدرت یا جنگ برای حقیقت.

حقیقت این است که نه رسایی اهل جنگیدن است و نه در داخل جنگی و دشمنی وجود دارد. حقیقت این است که شیخ مکتب نرفته، می ترسد و عجیب هم می ترسد. جنگیدن هم آدابی دارد و سوادی لازم دارد این روزها. شیخ مکتب نرفته که همیشه اوقات خدا، اوقاتش تلخ است و صدایش به دلیل ضعیف بودن ادله اش بلند است، مصداق همان حرف #سعدی علیه الرحمه است که می گوید: دلایل قوی باید و معنوی / نه رگ های گردن به حجت قوی.

جناب شیخ مکتب ندیده. اگر هموطنان خود را دشمن می دانید، چون هم فکر و هم نظر شما نیستند، برای شما و امثال شما و ایرانی که در آن شما در سیستم سیاسی آن تعریف شده اید به عنوان نماینده، متاسفم.

۱۴۰۳ شهریور ۳۰, جمعه

برسد به دست دادستان کل محترم وقت ج.ا


 

دیروز فرموده اید: به نظر ما بدحجابی یک بیماری است و بایستی درمان شود. ( نمی دانم می دانید دارید چه   می گویید و یا نمی دانید که نمی دانید و یا می دانید که نمی دانید اما همچنان می گویید) . 

در این راستا نیز می گوییم: گشت ارشاد به نظر ما یک بیماری است که باید بر چیده شود.

خب این میانه چه خواهد شد؟ بگرد تا بگردیم!

آنچه مشخص است این است: اگر شما برای سیستمی سیاسی کار می کنید به نام جمهوری اسلامی ایران که در آخرین انتخاباتی که برگزار کرد، کسی رئیس جمهور آن شد که وعده برچیدن گشت ارشاد را داده است، شما با استناد به کدام اختیار قانونی برای دولتی که منتخب اقلیتی از اکثریت رای دهندگان است، تعیین تکلیف می کنید. می توانستید بگویید: نظر شخصی من این است....... یا به گمانم بی حجابی مطلوب نیست .... و یا حالت های دیگر و نه این که تعیین تکلیف کنید و به صورتی کلی تر برگزاری انتخابات را در ایران امروز و ج.ا بی معنی کنید و هزینه روی هزینه روی دست ایران و ج.ا می گذارید.


برسد به دست محمد قوچانی

 بعد از بسیار زمانی که می شود از دی ماه خونین 1404 به این سو به این وبلاگ سری نزدم. نشد که سر بزنم. اینترنت قطع بود و اینترنت نبود و در نبود...