۱۳۹۷ آبان ۱۱, جمعه

برنامه میدان و سکولاریزم ستیزه جو

شبکه ایران اینترنشنال برنامه ایی دارد به نام میدان . در آخرین برنامه آن مهمان آن شاهزاده رضاپهلوی حضور داشت و میهمانان برنامه از شاهزاده سوالهایشان را می پرسیدند و ایشان به عنوان یک آلترناتیو به دلیل سابقه شاهی شان پاسخگو حضار بودند . این وسط کاری به پاسخ های شاه زاده ندارم و نیز هیچ ایرادی به مدعو بودن ایشان به عنوان یک جانشین برای حکومت سیاسی ایران نیز نمی بینم چرا که ایشان هم یک فرد سیاسی است و حق فعالیت دارد تا همانگونه که جمهوری اسلامی پهلوی را به کناری زد ، ایشان هم شاید بتوانند جمهوری اسلامی را کنار بزند و پهلوی را روی کار بیاورد . البته ناگفته نماند که ایشان نیز گفتند که انتخاب کننده مردم هستند و ایشان هیچ ادعایی درباره حکومت آینده ندارند و تنها یک فعال هستند و یک رای دارند .
ایرادی که وارد است به تهیه کنندگان و برنامه سازان و مجریان این برنامه وارد است . در ابتدای امر این که آن ها با پرسیدن سوال ها و آوردن واژگانی شاه زاده رضا پهلوی را به عنوان یک آلترناتیو به چشم مخاطب عرضه می کردند در حالی که شاید و تاکید می کنم شاید ایشان خودشان را در آن برنامه نمی خواستند به عنوان آلترناتیو معرفی کنند . دوم سوالهایی بود که میهمانان دست چین شده برنامه از شاه زاده می پرسیدند و ایشان همه چیز را به آینده موکول می کردند و این قدر این کار انجام شد که صدای مجری برنامه خانم کوبان (اگر اشتباه نکنم ) در آمد و خواستار یک نقشه شد که در ادامه صدای شاه زاده رضا پهلوی درآمد که خانم مجری کلماتت را با دقت انتخاب کن و مرا آچمز نکن . (نقل به مضمون )

در یکی از حملات انجام شده در کانادا به جلسه سخنرانی دکتر سروش ، عبدالکریم سروش اشاره به سکولاریزم ستیزه جویی دارد که این روزها در خارج از کشور مشغول فعالیت است و تاب و تحمل گفتگو را ندارد و به دلیل رانده شدن از خاک خود به صورت پیش فرض حق را جانب خود می داند و انتقام اسلام جمهوری اسلامی را می خواهد از هرکسی که از دین صحبت می کند بگیرد .

این سکولاریزم ستیزه جو به گمانم یک محصول دو سر باخت است که توسط ایرانیانی تشکل یافته است که نه چپ هستند و نه راست و نه مسلمان و نه گبر و نه غرب و نه شرق به دلیل کتاب نخواندن .

در ادامه یکی از میهمانان برنامه آقای نیما راشدان درابتدای سوال خود با امید هشتادوپنج میلیون ایرانی خواندن شاهزاده رضا پهلوی به عنوان جانشین آینده لبخندی را به لبهای شاه زاده رضا پهلوی آورد . به آن لبخند ایرادی وارد نیست ، ایراد به حکم کلی است که توسط نیما راشدان صادر شد و در حالی که میهمان برنامه می گوید چارچوب کلی حکومت سیاسی آینده روشن نیست ، نیما راشدان وی را فصل الخطاب و روشن کننده نوع فعالیت آینده حکومت سیاسی ایران خواند .
از این خنده دارتر در عمرم ندیده بودم .

اما آن چیزی که من را به این جا کشاند تا این را بنویسم این بود که شاهزاده رضا پهلوی اگر یک فعال سیاسی است که امیداور است در آینده بتواند پادشاهی مشروطه را به ایران بازگرداند باید بیاید و در ابتدا امر روشن کند که پدرش و خاندان پهلوی در ابتدای انقلاب چقدر پول از ایران خارج کردند و چه کردند و این روزها البته چه می کنند . درست است که فساد سیستمی در ایران امروز وجود دارد و اوضاع گل و بلبل و باغ و بستان نیست اما در دوران زمامداری پدر ایشان بر این مملکت نیز فساد به همین میزان و در قالب شاهزاده گی و سرهنگ زادگی وجود داشته است و قابل انکار نیست .

و در آخر این که فکر میکنم ایران را زبان پارسی متحد خواهد داشت و ترسی از تجزیه کشور با هر سیستم حکومتی وجود ندارد چرا که زبان پارسی هویت بخش هر ایرانی در قالب هر طرز فکر و قوم و قبیله و حکومتی در آینده است .

۱۳۹۷ مهر ۱۹, پنجشنبه

مرگ خاشقچی در سه قالب

مرگ دگر اندیشان در قالب روزنامه نگار و نویسنده و فعال سیاسی هر روز و هر روز در سرتاسر جهان اتفاق می افتد . جمال خاشقچی از عربستان که در ترکیه تکه تکه شده است گویا و یا ویکتوریا مارینوا از بلغارستان که در کنار رود دانوب به قتل رسیده است .

این خبر را می توان در سه قالب دید .

اول ترس .

 خبر تکراری نیست . اما آن چه واکنش را شدید کرده است اول از همه ترسناک بودن کشته شدن یک روزنامه نگار در قلب کشوری با اسلام سکولار است که گویا بدنش تکه تکه شده و از کنسولگری عربستان در آنکارا خارج شده است . این میزان از سبعیت در سر خط خبرها هر روز به چشم می خورد اما این مورد دیگر شاهکاری گویا از محمد بن سلمان رهبری که می خواست خودش را پیشرو و مترقی معرفی کند اما غروری ناشی از قدرتش او را جاهل کرد و کار دست خودش داد .

دوم خنده .

اما آن چه این خبر را خنده دار می کند واکنش از سوی بعضی از رجال سیاسی است که در سرتاسر دنیا پراکنده اند و همه به شدت از جهت جهل باهم وجه اشتراک دارند .از واکنش ترامپ تا مسئولین ایران و از همه بدتر اردوغان در ترکیه . او امروز عربستان را تهدید می کرد که باید در این زمینه شفاف عمل کند و اعلام کند که چه بر سر جمال خاشقچی آورده است . این ژست دلسوزانه و حقوق بشری به هرکسی بیاید به اردوغان نمی آید . هنوز از ذهن عده ایی چون نویسنده این وبلاگ نرفته است که جهان در حالی که به سبعیت حمله داعش به کردان ایزدی عراق متحد شده بود پسر اردوغان در حال معامله نفت با رهبران داعش بود و طبق معمول انکار صحت این خبر از سوی سیاسیون و اردوغان بود . انگار این مدل از سیاسیون عادت کرده اند تا خودشان را به نادانی بزنند چون راهی برای فرار جز جهل برایشان نمی ماند .

سوم گریه .

اما بخش غم انگیز این خبر در سرتاسر جهان این است که کمی آن ورتر از قلب اروپا در بلغارستان روزنامه نگاری به قتل می رسد که درباره فساد در بلغارستان تحقیقات می کرده است . ذهن خلاق فیلم نامه نویسانی هالیوودی به کار می افتد . داستانی سر هم می شود و فیلمی به روی پرده می رود . کات و تمام . باز دوباره تا مرگی دیگر که خبر قتل روزنامه نگاری و یا نویسنده و دگر اندیشی بر سر خط خبرها جای بگیرد ، خبر بالا و پایین شدن قیمت نفت جای تمام خبرها را می گیرد و ما می مانیم و یک تلخند طولانی به میزانی که زنده باشیم .

چهارم نتیجه .

این روند پایانی ندارد و باید قدردان تلاش مردان و زنانی از جان گذشته باشیم و لعن کنندگان رّجالانی سیاسی از قبیل اردوغان و بن سلمان و .... .

========================
خبر تکمیلی و معجزه فناوری 

۱۳۹۷ مهر ۸, یکشنبه

شرح کوتاه دیگری از احوال امروزمان

به شدت در دوران جالبی بسر می بریم . از هر طرف تیر حوادث آینده ایران و ایرانی را نشانه گرفته است و هنر بزرگ مردان در راس امور تکذیب و توجیه حوادثی است که به لطف رسانه های جمعی ، امروز در بیخ گوششان در جریان است . از یک سو خبر دستگیری یک تروریست در آسمان ها در بوق و کرنا می شود و از سویی دیگر از سوراخی کوچک دزدی بزرگ با سکه های فراوان از مرزهای محکم و همیشه در حال پاسداری پاسداران خارج می شود بی آنکه کسی کَکَش بگزد . چرا ؟ چون واضح است که همیشه فاصله ایی است میان رویا ، واقعیت و توانایی. هر چه فاصله این سه در یک فرد و یک جامعه کمتر باشد آن فرد و جامعه شناخت بیشتری از خود دارد و این شناخت کمک شایانی است برای کنترل کردن اوضاع و حرکت به سمت بهبود شرایط .اما در ایران امروز از دیروزی که نزدیک به یک صد سال می شود همیشه در اوضاعی متوهم گونه در قالب های آریایی و اسلامی بسر می برد و دوای این درد نیز درآگاهی خلایق از خود است . اما این آگاهی نه به توسط رسانه های جمعی که به توسط کتاب صورت می پذیرد که ایران امروز البته از آن به دلیل سانسور بیش از حد به دور است و این کمکی بزرگ به رشد جهل و خرافه و توهم در میان جامعه است که با دیدن یک در باغ سبز از ستم استبدا به افیون استبداد دیگری پناه می برند . 

فرار مدیر 29 ساله یک شرکت اینترنتی در بازار سکه همیشه دچار نوسان ایران از کنار دست ماموران همیشه جان برکف از دسته همان جک هایی است که گوینده می گوید و می خندد . کجا ؟ در جایی که پشه را در آسمان نعل می کنند ، فرار یک فیل پرنده از آن دست سخنانی است که گوینده و شنونده توامان با خودشان می گویند : چه می گویم و چه می شنوم . وقتی فرمانده ارتش ایران در سخنانی ابراز نگرانی از ورود آقازادگانی از خارج کشور به سهم خواهی ، میکند چرا نباید نگران آقازادگان داخلی بود ؟ هیچ افیونی بر این درد متصور نیست که موج سواران شعار مستضعفان خود مستکبران دوران خود شده اند . 

باشد که کاوه ایی میدان دار شود . 

آمین .

۱۳۹۷ مهر ۵, پنجشنبه

شرح شکلی از فروپاشی اجتماعی

سیمای میلی جمهوری اسلامی از شبکه مستند دست به پخش فیلم های مستندی با مضمون دفاع مقدس به مناسبت هفته دفاع مقدس زده است و در خلال پخش این چنین برنامه هایی با زیرنویس هایی از اتحاد و همبستگی ملی در شبکه های دیگر سیمای میلی روبرو می شویم . پخش این دست برنامه های مناسبتی ریشه ایی چهل ساله در این نظام دارد ولی پخش زیر نویس هایی با مضامین اتحاد و همبستگی با چاشنی ملی دست پخت تازه جمهوری اسلامی برای مردمی است که چهل سال با تمام مشقات حاصل از آن ساخته و سوخته اند و دریغ از مقداری درک و مدارا با این مردم از سمت مسئولینی که با شعار مستضعفین سوار بر موج قدرت به اوج رسیدند و امروزها از آن اوج همه چیز را و همین مردم را ریز می بینند .

جمهوری اسلامی البته باید حواسش به یک چیز باشد که بی گمان به دلیل همان قرار گرفتن در اوج نیست و این است که اتحاد میهنی علیه تجاوز عراق حاصل از اتحاد مردمی بر علیه ستم کارگی پهلوی بود و خدشه غرور ملتی که شاه را بیرون کرده بود کار آسانی نبود . حالا این که مردم آن زمان چه میزان اطلاعات داشتند یا نداشتند چه قدر سواد داشتند یا نداشتند ، بهره ایی فراوان از میهن پرستی داشتند چرا که در برابر ظلم پهلوی درباغ سبز روحانیتی را دیده بودند که سوار بر موج انقلاب حکومتی با عدل علوی را وعده می داد بی آن که بداند و یا بداند که بتواند آن را ایجاد کند یا خیر .

در آشوبکده ایی پر از فقر و بی عدالتی با آرم و نشان آریایی و آریا مهری و مردمی که خانه و سرپناهی ندارند تا بتوانند بی دغدغه ایی لحظه ایی به تفکر بنشینند کمترین وعده بیشترین اثر را بر روی انسجام و هماهنگی مردم می گذارد . به عبارتی دیگر ظلم ظالم مردم یک جامعه را تبدیل به چوب خشکی می کند که با کوچکترین کبریت روشنی در زیر آن گُر می گیرد و هستی و نیستی همه را به باد فنا می دهد . نمونه دم دستی آن ، ماشالله قصاب ها در قامت مدیران نهادهای اقتصادی حوزه بازار .

با فراغت خاطر و به دور از هر گونه قضاوتی از پیش تعیین شده ، جمهوری اسلامی در صورت مورد حمله قرار گرفتن شاهد صف آرایی مردمی در جهت حمایت از نظام و مُلک و ملت نخواهد بود به همان دلیل بالا که گفته شد که قرار گرفتن مردم در مقابله با تهاجم عراق به دلیل همبستگی در زمان ظلم پهلوی بود و امروز که جمهوری اسلامی خود تبدیل به نظامی ظالم درهمه جهات شده است دیگر شاهد چنین صف آرایی نخواهد بود . باید امیداوار بود که بعد از رفتن جمهوری اسلامی ، حکومت و حاکم بعدی مملکت را به جنگ بعدی نکشاند تا شاهد همبستگی ملت برای نگهداری میهن باشیم چرا که لقمه لقمه کردن ایران بخشی از رویای کشورهای همسایه اییست که با جمهوری اسلامی و تفکر رایج شیعی برآن سر صلح ندارند و ایضاً .

راهکار چیست ؟ مشخص و بارز و مبرهن است که راهکار برای جلوگیری از هرگونه حمله نظامی و لقمه لقمه شدن این سرزمین حضور مردانی استخوان خُرد کرده در قامت گروه های سیاسی است که جمهوری اسلامی در این چهل ساله ایران را از این منظر به شدت لاغر و رو به موت کرده است . اعتراضات خیابانی در سال های 96 و 97 گویای این حرقیقت است که مردی سیاسی و استخوان خُرد کرده در چارچوب باور فکری این مردم که از مقامات جمهوری اسلامی نباشد وجود ندارد و با شعار اصلاح طلب اصولگرا / دیگه تمومِ ماجرا ، خط روشنی بر این باور کشیدند که دیگر به کسی از این جماعت اعتماد نخواهند کرد و ما با شکلی از فروپاشی اجتماعی روبرو هستیم که تبلورش در کمبود پوشک با یک اخم ترامپ به چشم آمد .

۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه

پولشویی به زبان ساده

گویا ایران می خواهد به fatf بپیوندد و قوانین مربوط به پولشویی را رعایت کند تا بتواند در سیستم بانکی جهان معاملات خود را انجام دهد . از چند روز دیگر که فروش نفت ایران به صفر نزدیک شود باید راهکاری وجود داشته باشد تا پول همان انک نیز واریز شود از این رو پیوستن به fatf نه انتخاب که اجبار است و اجباری از این مدل گام کوچکی به سمت حاکمیت مردم بر مردم در آینده نه چندان دور است .

پولشویی فرمول ساده ایی دارد . از کجا آورده ایی که سابقه ایی نزدیک نیم قرن دارد و در ادوار مختلف حکومتی ایران از پهلوی و جمهوری اسلامی قرار بر اجرای آن بوده است اما به هزار و یک دلیل تا به حال اجرا نشده است . هزار دلیلش را نمیدانم اما یک دلیل آن روشن شدن پشت پرده هاست و واگو شدن مگوها . مگوها چیست ؟ روشن شدن راههای درآمد خزانه . با این حساب ، حساب کشی از خلق از خود شروع می شود و کیست که بتواند از پس این کار برآید که سیستم حال حاضر بتواند بر آید . در فرایند قاچاق چیزی از جایی به جایی می رود و در هیچ جایی ثبت نمی شود تا قابلیت رد یابی نداشته باشد . سیستمی که بانکها در ایران بر آن مبنا نزدیک به چهار ده است امورات خلق را انجام می دهند . یعنی یک چک در سیستم بانکی می تواند با گذشتن از ده دست به حسابی در علیا آباد یا سفلا آبادی به حساب منظور شود در حالی که در سیستم بانکی کشورهایی درست و درمان مجری قانون ، چک از یک حساب خارج و به یک حساب واریز می شود . در این بین فرد گیرنده در صورت لزوم از حساب شخصی خود چکی را خرج می کند تا مبتدا و منتها معلوم باشد . پشت نویسی امری بی معنی است . اما در اهورا آباد آریایی مان از این حرفها خبری نیست ، اسکناس نقد موجبات وهن قانون شده است .
بانکداری الکترونیک به معنای در یافت پول از خودپرداز نزدیک به نهمین دهه خود در اروپا و آمریکاست در حالی که در ایران نزدیک به سومین دهه است . این میان تعریف و تربیت شهروند الکترونیک از سویی بلا و از طرفی نعمت سیستم بانکی است اما رندانه از تربیت به معنای قانونمند کردن و آشنایی با حقوق شهروند الکترونیک خبری نیست چرا که هطچ آدم عاقلی برای خود وظیفه نمی تراشد . در آمریکا اینترنت با سرعت بالا جزو حقوق شهروندی است . در ایران ایمیل در حجم پایین بتوانی بفرستی به نذر و نیاز احتیاج دارد .

نمی توان از کسی خواست بفهمد اما نداند .

به هر حال هیچ حاکم و محکومی از زندگی در رفاه بدش نمی آید اما مشکل از طرز رفتار است و انتخاب طرز رفتار بسته به نیاز و وعده و وعیدها متفاوت است و در خاورمیانه این یعنی ؛ کسی زیر بار زور نمی رود مگر آن که زور پر زور باشد و fatf همان زور پر زور است که دستها را کوتاه و خرما رو بر نخیل کرده است . به عبارتی ساده تر خودخواهی را در آدمهایی با پولهایی باد آورده را هدف گرفته است تا از سفره پهن شده در گستره هستی هر کس به اندازه لیاقت و توانایی اش برخورد دار شود و کسی تقصیر آستینم بود را ورد زبان خود نسازد .

با وجود fatf به یاد گفته ایی از برتراند راسل فقید می افتم که می گوید : دستانی که کمک می کنند از لبانی که دعا می کنند ، مقدس ترند .

۱۳۹۷ شهریور ۱۰, شنبه

چرخنده گیت

داستان اسف بار خواهران منصوریان و وعده های پوچ الهام چرخنده داستان هزار و یک شب است و روباه و زاغ . مسلم است که روباه ماجرا چرخنده است و زاغ هم خواهران منصوریان و این وسط پنیر داستان وعده عمل نشده روباه چادری و اینترنت مصرفی تک تک ما در مقابله با حیله روباه این روزها میان سالی است که جفت پا به سینه اسلام لگد می زند و از آن بدتر رسانه هایی که عمل های او را ارزشی نشان می دهند . عمل هایی که در گردش یکباره او به سمت ارزشی افراطی موجبات وهن اسلام و شرع او و هواخواهان اوست .
تصورش بکنید . چهار مسلمان صدر اسلام یاسر و عمار و خدیجه مسلمان شده اند آن هم با وعده هایی نه از قبیل رعایت عدالت و برابری و .... بلکه رفتن با بلیط یکسرِ به بهشت و بهره داشتن از آلاف و اولوف الهی و نه مسلمان شدن با پی بردن به احدیتی واحد که اگر آن گونه باشد می توان گفت که چرخنده از نوادگان آنان است که نیست . چرا که ایمان آوردن به شناخت می رسد که برترین پاداشهاست و اگر کسی به آن شناخت برسد آیا چشمی به وعده ایی خوااد داشت ؟
سوال دوم این جاست که الهام چرخنده ایی که وعده رعایت حجاب در برابر پول را می دهد ، خود وی چه میزانی وجه و در چه قالبی دریافت کرده است که چادری و متشرع نما شده است . چرا که همانگونه که در بالا گفتم او اگر از کسانی می بود که به شناخت می رسید این گونه موجبات وهن دین و دینداران و متشرعان نمی شد تا با یک حرکت خفیف وی آبرویی از اسلام برود که جوانان کتاب نخوان این روزها انتقام اسلام شمایان را از صدر اسلام بگیرند و بالکل مخالف خوان همه چیز و همه کس بشوند .
لگدی که الهام چرخنده ها و فاطمه رجبی ها و مداحان بی سواد دو دُنگ صدا به اسلام می زنند ، ابوموسی اشعری نزد .

از دیگر سو وقتی کسانی همچون الهام چرخنده منادی حجاب به عنوان نماد تشرع می شوند حکم اخلاق در اسلام به زیر سوال می رود . حکمی که به توسط آن قرار است حال آدمها با آن خوب شود . حکمی که اگر فردی غیر متشرع است به توسط آن از سمتی دیگر به خدا می رسند . احکامی به مانند دروغ نگفتن و عمل به وعده و .... . آدمهایی عامی وقتی قهرمان آدمهای عامی دیگر می شوند سر از بی راهه ایی به در می آورند که حق را باید به علی (ع) داد که سر در چاه کند .

اما سمت و سوی دیگر ماجرا نیز خواهران منصوریان قرار دارند . دخترانی که سرگذشت آنان را همه به یک نحوه می دانند . در توصیه به دوستی گفته ام قوی کردن بازو خوب است که اگر نه برابر با تخفیفی بیشتر ذهنش را با خخواندن کتاب قوی کند . خواهران منصوریان هم بد نیست کمی مطالعه داشته باشند و کمی بیشتر استقلال رای پیشه کنند تا در مواقعی از این دست به دنبال وعده ایی نروند که هم انجام نمی شود و نیز اگر انجام شود موجب وهن سلامت نَفس آنان است .
و در آخر خطاب به چرخنده دوران ( با پوزش بی پایان از شهید بزرگوار عباس دوران که در اینجا فامیل او به الهام چرخنده نسبت داده شد ) به روایت حضرت حافظ :
گر مسلمانی از این دست که (تو) می داری
وای اگر از پس امروز بود فردایی . 

۱۳۹۷ شهریور ۹, جمعه

برسد به دست عطاالله مهاجرانی

سه شب پیش وقتی آروق های روشنفکری عطالله مهاجرانی را شنیدم به یاد جمله ایی منتسب به صادق هدایت افتادم که می گفت : هر کس نانش از هر جایی بیاید برایش مقدس است . جمله ایی بود با همین مضمون . 

کسی که روشنفکر لندن نشین شود ، عاقبتش بهتر از این نخواهد شد و حرف هایش را که آدم بالا و پایین کند هیچ فرقی با حرف های آدمی مانند حسن عباسی نخواهد داشت . کسی که ( حسن عباسی ) در مجادله اش با دکتر عباس میلانی خود مهاجرانی از او به عنوان یک عوام یاد می کند اما ناظران می دانند که جمهوری اسلامی همین عباسی ها هستند و نه روشنفکر نمایان آروق زن کاسه پیش بارگاه آل سعودی چون مهاجرانی .

برنامه میدان و سکولاریزم ستیزه جو

شبکه ایران اینترنشنال برنامه ایی دارد به نام میدان . در آخرین برنامه آن مهمان آن شاهزاده رضاپهلوی حضور داشت و میهمانان برنامه از شاهزاده سو...