۱۳۹۸ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

بی ادبان مثلا شاعر

 تمام بعد از ظهر

اشیا خنده‌شان گرفته از تاریکی

از دست‌های خشک  که حلقه حلقه اضافه می‌شوند

از آن درخت  با شاخه‌های گشاد

و نور که چسبیده به عصایش

می‌پرسی

کجاست بهترین جای پنهان کردنِ چیزی

آنجا که صدات بی‌نشان‌ترین صداست

آنجا که حدس زدن خوشبختی‌ات آسان نیست

و رودخانه که پر شده از شاش مسافران

جایی که مسحور افتاده‌ای و دندان‌هات می‌شنوند

می‌شکنند و می‌ریزند در حاشیه‌ی آب

و کسی اشتباهی توی گوش‌ات می‌زند و می‌گوید ببخشید

و راهش را کج می‌کند به سمت آب و واژگون می‌شود

آنجا که لم می‌دهی به قوهای شهربازی و از سرما جان می‌دهی

همانجا که کسانی خوابیده‌اند

 غلطیده‌اند

پیشانی معشوق بوسیده‌اند

گاییده‌اند

زیر پلی بلند

که پر شده از شعرهای بی‌مصرف

 که  حمل‌شان می‌کنی درآغوش دوستان دراز و کوتاه‌ات

که جز قد و قواره‌ شان هیچ به یاد نداری

چه من که تو را به آغوش فشردم

چه او که حشره‌ای را به پیشانی

چه آب

چه حوض

چه طبل

همه می‌دانیم

آنکه می‌رود درخت است

 //////////////////
 بعد از سال ها خواندن شعر در هیچ شعری که خارج از قالب های هجو و هزل باشد نخوانده ام شاعری شعرش آغشته به فحش و دور شدن از ادب روزمره ایی باشد که کسی با دیگران در حالت معمول و صفا صحبت می کند .
وارد شدن این گونه از کلمات در عمودی نویسی های یک مشت بی سواد تنها بی قواره کردن درخت تاریخ ادب پارسی است و نه تناور کردن آن . این میانه از عقل رضا قاسمی در عجبم که این نثر عمودی نویسی شده را تنها عنوان شعر در سایت خود منتشر کرده است و برای سوده نگین تاج پرونده ویژه تشکیل داده است .
عمودی نویسی این صرافان و خراجان حروف فارسی مایه خجالت است و اگر کسی بخواهد آن را بخواند در جمعی آیا می خواند ؟ جدای از راقم آن فحش بر ورقی سفید گمانم بر این است که کسی در این میانه نیست . در دفاتر شاعران بزرگی چون ابتهاج و کدکنی و نادرپور و ..... دیگرانی چون این بزرگان یک کلمه نیست که این گونه باشد و نویسنده آن کلمه اگر بهانه اش خشم و یا هر احساس دیگری باشد و بخواهد آن بهانه ها را بلند کند تا بر سر خواننده بزند ، باید همان کلمه را بر سر او کوبید . 

۱۳۹۸ بهمن ۵, شنبه

درباره کتاب سوزان شخصی به نام تبریزیان

Image result for ‫کتاب سوزان تبریزیان‬‎

نمادها ابزاری برای بیان آن چه می اندیشیم هستند و از این رو به کارگیری نمادها برای خلاصه کردن و برجسته کردن آن چیزی است که می خواهیم بگوییم . این استفاده از نمادها در سطوح مختلف زندگی ما خود را نشان داده است . به عنوان مثال با استفاده از نماد دماوند در فرهنگ زبان پارسی خواننده به یاد ایران ، آرش کمانگیر ، فردوسی و .... می افتد . این کارکرد نمادین نماد است . اما کار کرد دیگر نماد آن چیزی است که خواننده و بیننده آگاه متوجه این امر می شود و آن هم در هنگامه ایی است که کسی با استفاده از حرکتی می خواهد واقعه ایی را به یاد بینندگان بیاورد و همزمان حرکت خود را هم شان و اندازه حرکت پیش از خود بیندازد . 

این روزها ویدیویی از کسی ملقب به لقب فخیمه آیت الله تبریزیان در اینترنت دست به دست می شود که وی و هوادارانش مشغول به سوزاندن یک کتاب هستند . نویسنده کتاب شخصی به نام دکتر هابسون است . گویا این شیخ از مخالفین طب امروز هستند و خواهان جایگزینی طب اسلامی به جای آن هستند . چرا ؟ چرایش را باید از زبان خود او و هوادارانش پرسید اما قبل از آن به دنبال ارائه طرحی و راه حلی و راه جایگزینی و نتایج حاصل از آن در اینترنت گشتم و هر چه بیشتر گشتم ، کمتر یافتم . چرا ؟ جواب واضح است . چون چیزی برای ارائه وجود ندارد و ایشان و هواداران وی به دنبال نام و در آوردن نان از نام هستند . 

خطاب به آن طلبه شهیر به آیت الله باید بنویسم : در حرکت نمادین سوزاندن کتاب دکتر هابسون  ناخوداگاه بیننده را به یاد احمد کسروی بزرگ می اندازید که کتاب های به نظر خودش به درد نخور را می سوزاند . کار او پسندیده نبود و کار شما هم اما این که شما بخواهید حرکت خود را در راستای حرکت تاریخی احمدکسروی قرار بدهید کاری است بیهوده . چرا که اگر بیننده و خواننده جان آگاه باشد خواهد دانست که شما دندانه حرف سین کسروی هم نمی شوید چه برسد به احمدکسروی .

۱۳۹۸ دی ۲۷, جمعه

و باز هم در بر همان پاشنه چرخید

و باز هم در بر همان پاشنه چرخید . امروز در سخنان آیت الله علی خامنه ایی آن چیزی که انتظار می رفت به وقوع پیوست . مردمی که معترضند مردم نیستند . فریب خورده و گمراه هستند . آمریکا شیطان بزرگ است . در منطقه مشغول شیطنت است و .... سایر موارد ....... و این که این گردش چهل ساله شده است و دارد به چهل و یکمین سال خودش نزدیک می شود و در آخر این که  باز هم در بر همان پاشنه چرخید و افزایش شکاف میان طبقه حاکم و طبقه محکوم ادامه دارد . 

تنها من نمی فهمم که این همه موج واکنش به خبر نماز خواندن ایشان در روز جمعه برای چه بود ؟ برای اتفاقی که نیفتاد ؟ 

۱۳۹۸ دی ۲۵, چهارشنبه

به و درباره خانم زینب ابوطالبی

خانم زینب ابوطالبی ویدیوی امروز شما را دیدم که در آن بابت جملاتی که گفته بودید در این باره که هر کس نمی خواهد این اوضاع را کوله بارش را بردارد و برود ..... کار خوبی بود که کردید ولی ای کاش قبل از آن کمی فکر می کردید و بعد می گفتید چرا که اینگونه سخنان مانند زدن زخمی است بر پیکری . زخم خوب می شود اما یاد آن زخم هیچگاه خوب نخواهد شد . و در این مورد می دانید یاد آن زخم چیست ؟ طرز تلقی چهل ساله ایی که به این مردم تحمیل شده است که یا مانند ما فکر کنید و یا این که از ما و مانند ما نیستید و شهروند درجه دو هستید . 

اما چیزی که باید درباره خانم زینب ابوطالبی بنویسم این است که سخنان ایشان و در برنامه ایی دیگر از زبان آقای کوشکی در شبکه سپاه گویای این بود که اینها کتاب نمی خوانند و یا این که کتاب درست و درمان نمی خوانند چرا که فکر می کنم اگر کسی کتابی درست و درمان بخواند هیچگاه فرمانی کلی صادر نمی کند و با خودش می گوید : اگر کسی مانند من فکر نمی کند ، خدا را شکر که مجبور نیستم مانند او فکر کنم . درباره سخنان بد و زشت و پلشت آقای کوشکی هم باید پرسید : آیا شما خوشتان می آید کسی درباره همسر و دختر شما چنین فکرهایی بکند . سخنان آقای کوشکی مانند سخنان کسانی است که چون نمی توانند دیگران را متقعاد کنند سخن از زیر شکم و لحاف می زنند تا بحث به حاشیه برود . مشکلی که بسیاری در این چهل ساله به آن آلوده اند و حکومت جمهوری اسلامی اگر می خواهد در کار خودش گشایشی ایجاد کند بایستی که سرش را از اتاق خواب شهروندانش بیرون بیاورد و حل مشکلات دیگری همت بگمارد .

۱۳۹۸ دی ۱۷, سه‌شنبه

یک پیشنهاد بعد از شهادت سردار سلیمانی


می گویند در عکس ها ، تاریخی ثبت می شود که گاهی کلمات از بیان آن عاجزند . بعد از شهادت سردار سلیمانی همدلی و وفاقی در این مملکت دیده شد که دو ماه پیش از آن خبری دیگر بود و حکایتی دیگر . این امر مبارک است اما راز یکدل نگاه داشتن این موج مردمی و زنده نگاهداشتن این همدلی در چیست ؟ گمان می کنم در زندگی کردن مسئولان این مملکت در اتاق شیشه ایی است . این که مردم به توسط جریان آزاد مطبوعات بدانند که فرزند فلان وزیر امروز در فلان کشور اروپایی چه می کند . خرج و دخل فلان مسئول از کجاست و چرا دارد فلان مقدار حقوق دریافت می کند . این امر کمک می کند به از بین بردن فساد و کمک می کند به جلوگیری از اشاعه آن به سطوح پایین تر تا از این طریق اعتماد از دست رفته بازسازی شود . مرحوم آیت الله خمینی گفته بود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و درست گفته بود ، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند چرا که تمام اشتباه ها را خودمان انجام می دهیم و از جمله آن اشتباهات از بین بردن گردش آزاد اطلاعات ، دسته بندی مردم ، رواج امر به معرف در میان مردم به جای آن که امر به معروف به مسئولین باشد ، انتخاباتی با حضور عده ایی ناشایست و خائن که در کار احتکار دارو و پوشک و خودرو و دلار و ..... هستند و موارد بسیار دیگری از این دست . امروز روزی است که همه آن ها که دلشان برای ایران می تپد به این جمله آیت الله خامنه ایی خوب فکر کنند و راه درست را انتخاب کنند . آیت الله خامنه ایی بعد از خبر شهادت سردار سلیمانی گفتند : انتقامی سخت می گیریم .... این انتقام چه خواهد بود ؟ فکر نمی کنم جنگی دیگر و یا ترور شخصی همتراز سردار سلیمانی یا برپا ساختن جنگ های نیابتی دیگری باشد .... صاحب این صفحه فکر می کند بهترین انتقام از آمریکایی که دو ماه پیش به این نتیجه گیری رسید که جامعه فاصله اش با حکومت بیشتر و بیشتر و بیشتر می شود و این باور را به خاطر تحلیل عده ایی خائن خارج نشین ارتزاق کننده از داخل به دست آورده بود ، این است که این وفاق را حفظ کنیم و به مانند اشتباه سال پنجاه و هشت سقوط به مرز بندی و دسته بندی مردم نکنیم و همه را باور کنیم که صاحبان این خاکند و بگذاریم حرفشان را با هر سیلقه ایی بزنند . 

عکس ها را در این جا ببینید

۱۳۹۸ دی ۱۴, شنبه

جمهوری اسلامی از چه کسانی باید بترسد .

قاسم سلیمانی رفت و آن چیزی که این میانه هویدا شده است به جان هم افتادن مردم در داخل است . آنها که خارج هستند به کنار . اما این هایی که داخل بودند و همین آبان ماه می دیدم که خوشحال از شورشهای مردم و بر افتادن احتمالی نظام جمهوری اسلامی بودند  این روزها عکس سردار سلیمانی را به عنوان آواتار پروفایل خود انتخاب کرده اند و از آن بدتر ناراحت از درگذشت او هستند . می فهمم که اگر یک نفر بسیجی باشد یا ادای بسیجی بودن را در بیاورد و ناراحت باشد اما متوجه نمی شوم که چرا این ها ابراز ناراحتی می کنند . این یکی را دیگر نمی فهمم . سلیمانی خوب بود یا بد بود را نمی دانم اما یک چیز را می دانم ، رسانه ملی آنقدر تاثیرگذار است که در کمتر از بیست و چهار ساعت می تواند قاسم سلیمانی را به عنوان یک قهرمان در پروفایل کسانی بنشاند که هیچ دلخوشی از حال و روز این نظام ندارند در حالی که سلیمانی بی شک معتقد بود خوب و بد نظام همین است و باید آن را با جان و دل ، هر کسی که در این خاک است بپذیرد .

اما آنها که به یکباره عکس سلیمانی به عنوان آواتار در پروفایلشان می نشیند آیا نمی دانند که چه کسانی دارند برای آنان از داخل تلوزیون با آه و ناله برایشان سیمای سرداری را پخش می کند که خوب و بد این نظام را می خواست و به جان می خرید و خرید! آیا آنها نمی دانند چه کسانی دارند با روح و روان آنان بازی می کنند ؟ آیا آنان نمی دانند که فرزندان همان کسانی که امروز دارند برای سلیمانی اشک می ریزند فرزندانشان در قلب آمریکا در بهترین حالت ممکن روزگار می گذرانند با پول این مردم ؟ آیا آنها نمی دانند که روانشان دچار این چنین بالا و پایین هایی است اختیار از کف می دهند و در سوگ مردی می نشینند که برای این نظامی که دو ماه پیش خواستار برانداخته شدنش بودند در سوریه و یمن و لبنان در حال جنگ بود ؟

این جماعت اخته بی هویت همان چیزی است که عده ایی خائن در این مملکت پرورش دادند و حاصلش این است که به هیچ چیزی ایمان ندارد و فقط یک چیز را می خواهد و آن هم این که همه چیز برایش در یک شب درست شود و او به تمام خواسته هایش برسد . این جماعت اخته نه سلیمانی را می شناسد و نه می داند که او چه می خواهد . آن ها که می دانند و وفاداران به جمهوری اسلامی هستند ، هیچ . آن ها وفادارانند اما آن ها که نمی دانند و امروز به عزای سرداری نشسته اند که پترائوس او را دشمنی بزرگ می دانست ، چه ؟ آن ها جماعتی بی خود هستند که نه عزایشان عزای است و نه شادی شان شادی و نه وفاداریشان ، وفاداری .

مرحوم آیت الله خمینی گفته بود : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ، امروز به حقیقت پیوسته است و ما می بینیم که آمریکا امروز برای وارد کردن ایران به یک جنگ پایان دهنده وارد به عملیات ترور شده است و امروز ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی باید از این جماعت اخته بترسد . جماعتی بی هویت و گم کرده راه و در میانه راه مانده . از اینان اگر بپرسید برای این عزا داری چه هزینه ایی بدهی نمی داند و اگر بگویی هزینه آن چیست آن را پرداخت نخواهد کرد . هزینه این عزا داری و یک شب عاشق شدن پرداخت هزینه مقاومت است در عرصه بین المللی و پرداخت آن به ریال ... اما حاشا اگر آن را بپذیرند چرا که نه دوست داشتن را می شناسد و نه دشمنی را .

جمهوری اسلامی باید از اینان بترسد .

۱۳۹۸ دی ۱۲, پنجشنبه

درباره وبلاگ و بسته شدن کنارکارما

روز اول این وبلاگ با خودم گفتم یکبار بشینم و درباره تمام وبلاگ هایی که خوندم و از اون ها خاطراتی دارم بنویسم . دو سال پیش بود فکر کنم . امروز هم نمی خوام اون کار رو انجام بدم اما می خوام بنویسم یکی از اون وبلاگهایی که وبلاگ بود و من هر وقت می اومدم اونجا می خوندمش وبلاگ کنار کارما بود که نمی دونم چرا بست و رفت به امان خدا . سر بسته یک چیزهایی تو نوشته آخرش نوشت اما همه اون چیزی نبود که باید باشه . البته خب صاحب وبلاگ اختیار وبلاگش رو داره اما خب سهم خواننده هم بد نیست محفوظ بمونه چون خواننده هم دلبسته می شه به یک سری از چیزها و اتفاقات اطرافش . 

امروز اومدم دوباره وبلاگ ها رو سر بزنم و ببینم هر کسی چه جوریاست و داره چه کار می کنه دیدم چندتایی اومدن وبلاگشون رو خصوصی کردن و تنها میشه با دعوتنامه به اونجا سر زد . مگر اون جا داری چه کار می کنی که فقط یک عده خاص می تونن بیان . چیزی نشون میدن . شماره رد و بدل می کنن :)) آیدی میدن به هم :))) این یکی که خداییش خیلی رو مخ بود . رو مخم اومد و من هم نوشتمش . فقط این وسط حیف که کنار کارما وبلاگش رو بست .

بی ادبان مثلا شاعر

 تمام بعد از ظهر اشیا خنده‌شان گرفته از تاریکی از دست‌های خشک  که حلقه حلقه اضافه می‌شوند از آن درخت  با شاخه‌های گشاد و نور که چسب...