۱۴۰۳ تیر ۵, سه‌شنبه

درباره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 1403

 درباره مناظره تاریخ چهارم تیرماه نامزدهای ریاست جمهوری 1403 در ایران کوتاه بنویسم:

#قالیباف: در باغ سبز نشان می داد. دو پاپوش دیگر به پزشکیان حمله می کردند و به ایرادهای او پاسخ می دادند تا قالیباف بتواند با ژست کاراکتری مستقل و دارای برنامه ( در باغ سبز ) به سخنرانی بپردازد. ورژن 2024 احمدی نژاد بود حرف ها و وعده هایش.

#پور محمدی: کاراکتری تماماً اطلاعاتی داشت. دست پُری داشت در مقابله با جلیلی و توانست او را عصبانی کند بخصوص با جمله: ما زنبیل نگذاشته ایم برای ریاست جمهوری. وعده هایش خوب است اما مشکل پور محمدی در سبقه اوست که ضمانت اجرای آن ها را از مقابل دیدگان هر بیننده دنباله کننده ایی در این سی ساله بر می دارد.
 

#جلیلی: تا اینجا آدم دست پاکی است اما ایراد اصلی او: تحجر، عقب ماندگی از نسل ها، ارائه تصویری از خود به این شکل: ایستاده بر روی خاکریز در حال شلیک آر پی جی. هنوز در دهه شصت مانده است.

#پزشکیان: ایراد وارده به او ارجاعات بی شمار او به نهج البلاغه است در عرصه سیاست امروز ایران که آلوده به مشکلی است به نام: زل زدن به دوربین و گفتن دروغ. نسل z  حرف های او را نمی فهمد. نکته مثبت او: ایجاد وفاق در داخل و تکرار شعار استفاده از متخصصان.

#زاکانی: لوش و لجن از سر تا به پای حرفهای او می ریزد. دروغگوی محض است. پوششی است بر آمدن قالیباف که در لحظه آخر انصراف خواهد داد.

#قاضی زاده هاشمی: بیشتر از یک معلم دبیرستان نیست. انشاء می خواند و آه می کشد. پوششی است برای بالا آمدن قالیباف.

چرا در انتخابات شرکت نمی کنم؟

 چرا در #انتخابات شرکت نمی کنم؟

جواب من به تمام دوستانم این بوده است: تجربه ایی نزدیک به سه دهه دنبال کردن سیاست و سیاسیون در ایران من را به این نتیجه رسانده است. از انتخابات سال 76 تا امروز آن چه دیده شده است، قهقرا و سیر نزولی و ابتذال امر سیاسی به امری مضحک و خنده دار است. دلیل برای این ابتذال در عرصه سیاست در ایران کم نیست اما دو نمونه فکر می کنم گویای تمام آن چیزهایی باشد که در یک نوشته بلند می توان آورد.

اول: اعلام نتایج انتخابات در سال #88 در کمتر از شش ساعت بعد از پایان اعلام اخذ آرا و اعلام نتایج انتخابات در سال 92 بعد از سه روز.
دوم: تمام گفتگوهایی که موافقان و مخالفان برجام این روزها با یکدیگر و با مخاطبانشان دارند. #قالیباف صحبت از مذاکره مقاومت مدار می کند، در حالی که در مجلسی که او ریاست آن را بر عهده داشته است قانون اقدام جامع راهبردی در مخالفت با برجام تصویب می شود.

همه آنچه که با روی کار آمدن پزشکیان در صورت برنده شدن در انتخابات رخ خواهد داد، بازتولید وقایع سال 76# تا #هشتاد و چهار خواهد بود. هر 9 روز یک بحران. در صورت برنده شدن پزشکیان در انتخابات، سپاه، بسیج،حوزه و تمام نهادهایی که پول دارند به میدان خواهند آمد تا آنچه را که نامزد پیروز وعده داده است به ثمر ننشیند. با توجه به این سابقه است که نگارنده در انتخابات پیش رو شرکت نخواهد کرد چرا که می دانم، امید نسل دهه هشتاد از بین خواهد رفت و این نسل نیز نسلی خواهد شد امید و آرزو و فردا از دست داده چیزی شبیه به دهه شصت و هفتاد.

امید نسل دهه هشتاد چیست؟  داشتن یک زندگی عادی.  یک زندگی که در آن صبح از خواب برخیزد و به سرکارش برود و عصر به خانه برگردد. همین. اما همین را هم جمهوری اسلامی نمی تواند تامین کند چه با پزشکیان چه با جلیلی.

۱۴۰۳ خرداد ۲۴, پنجشنبه

اگر پزشکیان بیاید؟


در بازار نه چندان داغ خبر های مربوط به برگزاری مراسم #انتخابات ریاست جمهوری در ایران آنچه به عنوان یک سوال در بالا مطرح شد نه یک سوال که هزاران سوال پنهان است در یک سوال که با طرح آن خواننده سوال بالا از او نخواهد پرسید برای چه کاری آمده است و برای چه کاری آماده است، چرا که پاسخ آن سوال ها را امروز پزشکیان در اولین مصاحبه داد و آن هم ادامه مسیر پیش روست با متخصصان و نه مدعیان تخصص.

خواننده سوال بالا نیز از خود نخواهد پرسید چرا #پزشکیان آمده است و یا چرا اگر بخواهد #رای بدهد به او خواهد داد چرا که توان موجود در ساختار و اوضاع را به مانند هر ایرانی صاحب رای و حقی می داند و به همین دلیل می داند که وزن پزشکیان چه میزان است و وزن تغییراتی که به وجود بیاید چقدر خواهد بود.

خواننده سوال بالا بعد از خواندن سوال به این جواب رسیده است که وضع موجود دارای علت ها و معلول هایی است که وزن سیاسی وی اجازه ارائه مطلوب های اجتماعی و سیاسی بیشتری را نخواهد داد چرا که آن علت ها و معلول ها که نیازی به شرح ندارد دارای سابقه و وزن و تشکیلات است و از این حیث است که فرد احتمالی رای دهنده به پزشکیان، صاحب حقی است که به حداقل ها راضی است .

یکی از آن صاحبان حق رای، نویسنده این یادداشت است که با آگاهی از شرایط پیش رو و علت ها و معلول ها در انتخابات پیش رو شرکت نخواهد کرد اما امیدوار است که  اگر پزشکیان بیاید و اگر هیچ تغییری به وجود نیاورد، یک تغییر اساسی را به وجود خواهد آورد و آن تغییر ( با آگاهی از محدودیت های پیش روی پزشکیان ) این است که پدیده زل زدن به دوربین و دروغ گفتن مقابل میلیون ها چشم از بین خواهد رفت. پدیده شومی که نزدیک به دو دهه آسمان سیاست و سیاست ورزی ایران را آلوده خود کرده است.

۱۴۰۳ خرداد ۲۰, یکشنبه

درباره انتخابات 1403 ریاست جمهوری

 با شنیدن نام تایید شدگان این دور از مراسم انتخاب رئیس جمهور و غیبت علی لاریجانی در میان تایید شدگان ناظر و نویسنده این صفحه باز هم بیش از پیش مطمئن شد که یکی بر شاخه نشسته و بن می برد. 

جواب خواننده احتمالی این یادداشت را می دانم که سیاست ها دیکته شده است و ....... سایر موارد که البته و صد البته درست است اما باز هم فرق است میان یک انسان با ادب دیکتاتور و یک انسان بی ادب دیکتاتور. 

نویسنده این یادداشت در هر صورتی که رای نمی داد اما به عنوان یک ناظر ایرانی وقایع جاری در ایران دوست داشت کسی بیاید که مقداری وجیه المله باشد و پله های قدرت را یکی یکی پیموده باشد و نه به مانند دیگران صد تا یکی.

سعید جلیلی را برای ترساندن مردم از شدت خشک مغزی و تعصب جاهلانه و زنانه مردانه کردن هایش آورده اند. لولو سر خرمن اما اگر قرار بود میان جلیلی و احمدی نژاد یکی را انتخاب کنم، جلیلی را انتخاب می کردم چون لااقل مشخص است که چیست و امروز در موضع ضعف قرار ندارد و ادای اپوزیسیون را در نمی آورد و به همین دلیل ده بار بهتر از احمدی نژاد است .

در آخر روی سخنم با پوششی هاست. قاضی زاده و دیگران  بدانند که با آمدن آنان و جا خالی کردن در لحظات آخر تحت عنوان پوششی بودن، جای یک اصلح تر از خود را گرفته اند و به همین دلیل به همین نظامی که آنان را برسر کار آورده است مدیونند چه رسد به ایران و ایران زمین و تاریخ ایران زمین. 

آقای نماینده تبریز هم جناب مسعود پزشکیان مگر همان ترکهای تبریز و حومه به جنابعالی رای بدهند. 

و در آخر این که: هر کسی که بیاید، رئیس دولت است و نه رئیس جمهور.

۱۴۰۳ خرداد ۱۸, جمعه

دوباره برسد به دست آقای بیژن عبدالکریمی


 در ارتباط با مناظره آقایان حاتم قادری و بیژن عبدالکریمی در کانال یوتیوبی آزاد، از آخر شروع می کنم و اولین نکته این است. اگر حاتم قادری متهم به رمانتیسیسم و رمانتیک بودن است، بیژن عبدالکریمی هم متهم به حماسه سرایی یا به انگلیسی Epic poetry است چرا که در طی تمام سخنرانی ها و در هنگام استفاده از ترکیب گفتمان انقلاب روشن نمی سازد که طلایه داران فعلی و نه درگذشته و تمام شده این گفتمان یا به بیانی دقیقتر صاحبان فعلی و اداره کنندگان این گفتمان چه کسانی هستند و منظور او و اشاره او دقیقاً به چه کسانی است. البته در طی مناظره اشاره کرد که منظور او کسانی هستند که همچون جوی آبی در زیر زمین روان هستند و در خلال این اشاره یادی از شهید حججی کرد و او را خلاصه تمام خوبی ها دانست در کانسپت گفتمان انقلاب.

حالا اما سوال اینجاست که اگر آن شهید فقید می بود آیا در زمان انقلاب مهسا به مانند آن پسر بسیجی گچ کار ( روح الله عجمیان) در خیابان شاتگان به دست نمی گرفت تا روبروی مردمی بایستد که به روایت حاتم قادری شلاق خورده اند و با شلاق زننده( نمی توانند و نه آن که نخواهند) نمی توانند گفتگو کنند. آیا آقای عبدالکریمی می تواند در این جا روشن کند که چه کسانی جدای از نیروی انتظامی که در قانون وظایف و حدود و اختیارات آن روشن است به سمت مردم شلیک کرد؟

آقای عبدالکریمی از روی این سوال و سوال هایی به مانند این با اسبی به نام گفتمان انقلاب می پرد.

حالا بروم به اول مناظره. امر ملی چگونه رخ می دهد؟ وفاق بر سر هر چیزی که در آن خوشحالی همه وجود دارد که تبلور آن در حضور تیم های ملی در عرصه های جهانی است اما سوال این جاست که احیای امر ملی نیازمند به حضور فرد و افرادی با وجاهت ملی در یک تیم به عنوان بازیکن و مربی و .... یا مسئول است که این امر در مسابقات جام جهانی و ملت های آسیا در خصوص فوتبال رخ نداد چرا که پیش از این ها انتخاباتی برگزار شد با کمترین میزان حضور مردم و بدون اعتنا به خواست همان مردمی که از آنان خواسته می شود در کف خیابان ها برای شادی پس از پیروزی به خیابان بیایند. همان مردمی که حضور آنان در پای صندوق های رای به عنوان نمادی برای وجود دمکراسی در کشور نادیده انگاشته می شود. سوال این جاست آیا صندوق رای نمی تواند امری مورد قبول جهت احیای وفاق ملی باشد؟

روشن است که آنچه حاتم قادری می گوید این است: بر شاخه نشسته اند و بن می برند و آن چه عبدالکریمی یا نمی بیند یا از کنار آن به آرامی رد می شود همان فرد یا افراد نشسته بر شاخه است و به جای آن انگشت اشاره خود را به سمت روشنفکران می گیرد. روشنفکرانی که هر چه می گویند کسی نمی شنود و یا گوش نمی کند. روشنفکری که قدرت و اختیاری ندارد و تنها راه حل در پیش پای مسئولین می گذارد اما کو گوش شنوا.

این دومین یادداشت من خطاب به آقای عبدالکریمی در این وبلاگ بود. و خطاب به ایشان می نویسم:

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

۱۴۰۳ خرداد ۱۲, شنبه

ثبت نام انتخابات و وجاهت ملی

بعد از سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور فقید ایران، ابراهیم رئیسی که  برگزاری ( مراسم )  انتخابات را در ایران یک سالی به جلو انداخت، این روزها بنا به تکلیفی شرعی، شاهد ثبت نام هر ننه قمری در ساختمان وزارت کشور برای انتخابات ریاست جمهوری هستیم با نیت پر شور کردن انتخابات، قُربَهً الی الله.

جدای از نیاز و یا عدم نیاز جامعه به برگزاری چنین مراسمی با توجه به عدم تحزب در ساختار سیاسی کشور و همچنین نیروهای سیاسی که موجب خیابانی شدن سیاست در این مرز و بوم شده است و هر کسی ( تاکید می کنم ) هر کسی به ناچار درگیر این امر می شود ، خوب است شرکت کنندگان در انتخابات به شأن اینچنین مراسمی و جایگاه نهاد جمهوریت و همین میزان اندکی که از شأن جمهوریت در ایران مانده است، توجه کنند و اول از خودشان این سوال را بپرسند که جایگاه و وزن سیاسی شان در نزد ملت چه میزان است و بعد وقت و اینترنت مردم را با حضورشان در ساختمان وزارت کشور هدر بدهند.

اگر بخواهم در ارتباط با وزن سیاسی در نزد مردم به صورتی شفافتر بنویسم به ناچار به سراغ فرهنگ لغت دهخدا می روم و درباره کلمه وجاهت ملی و یا وجیهه المله بودن جستجو می کنم. نتایج جستجوی من این است: عزت و احترام. خوبی و زیبایی. مقبولیت-پذیریش عام که متضادش می شود زشتی . حالا اگر شرکت کنندگان به وجاهت ملی خود کمی فکر کنند خواهند دید که چرا نباید بیایند و نباید بی جهت کارزار را شلوغ کنند و در نهایت در نقش یک پوششی  که می داند اعتباری و اعتمادی در نزدم مردم و مردم به او ندارند، شرکت کند.

از آخرین کسانی که در این عرصه امروز ثبت نام کرده است، زاکانی شهردار تهران است که همانطور که در بالا آوردم اگر به وجاهت ملی خود و همین اندک میزان اعتبار مانده از جمهوریت در این سرزمین فکر کند، نخواهد آمد چرا که هنوز دو سال نشده است که بعد از وقایع اعتراضات مهسا، مادر و پدر او را در کف خیابان، معترضان آباد کرده بودند.

توصیه ام نیز به آقای لاریجانی این است که اگر می خواهد رای بیاورد و انتخاب شود، این بار حرف عقل دلش را بزند نه عقل معاشش را. گو این که در عرصه سیاست این حرکت، ریسک بسیار بالایی دارد. 

مذاکره

 مذاکره کنید. رو در رو مذاکره کنید. با مردم بسازید. سخن فروغی به رضاشاه را باید تکرار کرد. بنیاد حکومت را بر دل های مردم بسازید نه بر روی ار...