۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه

پولشویی به زبان ساده

گویا ایران می خواهد به fatf بپیوندد و قوانین مربوط به پولشویی را رعایت کند تا بتواند در سیستم بانکی جهان معاملات خود را انجام دهد . از چند روز دیگر که فروش نفت ایران به صفر نزدیک شود باید راهکاری وجود داشته باشد تا پول همان انک نیز واریز شود از این رو پیوستن به fatf نه انتخاب که اجبار است و اجباری از این مدل گام کوچکی به سمت حاکمیت مردم بر مردم در آینده نه چندان دور است .

پولشویی فرمول ساده ایی دارد . از کجا آورده ایی که سابقه ایی نزدیک نیم قرن دارد و در ادوار مختلف حکومتی ایران از پهلوی و جمهوری اسلامی قرار بر اجرای آن بوده است اما به هزار و یک دلیل تا به حال اجرا نشده است . هزار دلیلش را نمیدانم اما یک دلیل آن روشن شدن پشت پرده هاست و واگو شدن مگوها . مگوها چیست ؟ روشن شدن راههای درآمد خزانه . با این حساب ، حساب کشی از خلق از خود شروع می شود و کیست که بتواند از پس این کار برآید که سیستم حال حاضر بتواند بر آید . در فرایند قاچاق چیزی از جایی به جایی می رود و در هیچ جایی ثبت نمی شود تا قابلیت رد یابی نداشته باشد . سیستمی که بانکها در ایران بر آن مبنا نزدیک به چهار ده است امورات خلق را انجام می دهند . یعنی یک چک در سیستم بانکی می تواند با گذشتن از ده دست به حسابی در علیا آباد یا سفلا آبادی به حساب منظور شود در حالی که در سیستم بانکی کشورهایی درست و درمان مجری قانون ، چک از یک حساب خارج و به یک حساب واریز می شود . در این بین فرد گیرنده در صورت لزوم از حساب شخصی خود چکی را خرج می کند تا مبتدا و منتها معلوم باشد . پشت نویسی امری بی معنی است . اما در اهورا آباد آریایی مان از این حرفها خبری نیست ، اسکناس نقد موجبات وهن قانون شده است .
بانکداری الکترونیک به معنای در یافت پول از خودپرداز نزدیک به نهمین دهه خود در اروپا و آمریکاست در حالی که در ایران نزدیک به سومین دهه است . این میان تعریف و تربیت شهروند الکترونیک از سویی بلا و از طرفی نعمت سیستم بانکی است اما رندانه از تربیت به معنای قانونمند کردن و آشنایی با حقوق شهروند الکترونیک خبری نیست چرا که هطچ آدم عاقلی برای خود وظیفه نمی تراشد . در آمریکا اینترنت با سرعت بالا جزو حقوق شهروندی است . در ایران ایمیل در حجم پایین بتوانی بفرستی به نذر و نیاز احتیاج دارد .

نمی توان از کسی خواست بفهمد اما نداند .

به هر حال هیچ حاکم و محکومی از زندگی در رفاه بدش نمی آید اما مشکل از طرز رفتار است و انتخاب طرز رفتار بسته به نیاز و وعده و وعیدها متفاوت است و در خاورمیانه این یعنی ؛ کسی زیر بار زور نمی رود مگر آن که زور پر زور باشد و fatf همان زور پر زور است که دستها را کوتاه و خرما رو بر نخیل کرده است . به عبارتی ساده تر خودخواهی را در آدمهایی با پولهایی باد آورده را هدف گرفته است تا از سفره پهن شده در گستره هستی هر کس به اندازه لیاقت و توانایی اش برخورد دار شود و کسی تقصیر آستینم بود را ورد زبان خود نسازد .

با وجود fatf به یاد گفته ایی از برتراند راسل فقید می افتم که می گوید : دستانی که کمک می کنند از لبانی که دعا می کنند ، مقدس ترند .

۱۳۹۷ شهریور ۱۰, شنبه

چرخنده گیت

داستان اسف بار خواهران منصوریان و وعده های پوچ الهام چرخنده داستان هزار و یک شب است و روباه و زاغ . مسلم است که روباه ماجرا چرخنده است و زاغ هم خواهران منصوریان و این وسط پنیر داستان وعده عمل نشده روباه چادری و اینترنت مصرفی تک تک ما در مقابله با حیله روباه این روزها میان سالی است که جفت پا به سینه اسلام لگد می زند و از آن بدتر رسانه هایی که عمل های او را ارزشی نشان می دهند . عمل هایی که در گردش یکباره او به سمت ارزشی افراطی موجبات وهن اسلام و شرع او و هواخواهان اوست .
تصورش بکنید . چهار مسلمان صدر اسلام یاسر و عمار و خدیجه مسلمان شده اند آن هم با وعده هایی نه از قبیل رعایت عدالت و برابری و .... بلکه رفتن با بلیط یکسرِ به بهشت و بهره داشتن از آلاف و اولوف الهی و نه مسلمان شدن با پی بردن به احدیتی واحد که اگر آن گونه باشد می توان گفت که چرخنده از نوادگان آنان است که نیست . چرا که ایمان آوردن به شناخت می رسد که برترین پاداشهاست و اگر کسی به آن شناخت برسد آیا چشمی به وعده ایی خوااد داشت ؟
سوال دوم این جاست که الهام چرخنده ایی که وعده رعایت حجاب در برابر پول را می دهد ، خود وی چه میزانی وجه و در چه قالبی دریافت کرده است که چادری و متشرع نما شده است . چرا که همانگونه که در بالا گفتم او اگر از کسانی می بود که به شناخت می رسید این گونه موجبات وهن دین و دینداران و متشرعان نمی شد تا با یک حرکت خفیف وی آبرویی از اسلام برود که جوانان کتاب نخوان این روزها انتقام اسلام شمایان را از صدر اسلام بگیرند و بالکل مخالف خوان همه چیز و همه کس بشوند .
لگدی که الهام چرخنده ها و فاطمه رجبی ها و مداحان بی سواد دو دُنگ صدا به اسلام می زنند ، ابوموسی اشعری نزد .

از دیگر سو وقتی کسانی همچون الهام چرخنده منادی حجاب به عنوان نماد تشرع می شوند حکم اخلاق در اسلام به زیر سوال می رود . حکمی که به توسط آن قرار است حال آدمها با آن خوب شود . حکمی که اگر فردی غیر متشرع است به توسط آن از سمتی دیگر به خدا می رسند . احکامی به مانند دروغ نگفتن و عمل به وعده و .... . آدمهایی عامی وقتی قهرمان آدمهای عامی دیگر می شوند سر از بی راهه ایی به در می آورند که حق را باید به علی (ع) داد که سر در چاه کند .

اما سمت و سوی دیگر ماجرا نیز خواهران منصوریان قرار دارند . دخترانی که سرگذشت آنان را همه به یک نحوه می دانند . در توصیه به دوستی گفته ام قوی کردن بازو خوب است که اگر نه برابر با تخفیفی بیشتر ذهنش را با خخواندن کتاب قوی کند . خواهران منصوریان هم بد نیست کمی مطالعه داشته باشند و کمی بیشتر استقلال رای پیشه کنند تا در مواقعی از این دست به دنبال وعده ایی نروند که هم انجام نمی شود و نیز اگر انجام شود موجب وهن سلامت نَفس آنان است .
و در آخر خطاب به چرخنده دوران ( با پوزش بی پایان از شهید بزرگوار عباس دوران که در اینجا فامیل او به الهام چرخنده نسبت داده شد ) به روایت حضرت حافظ :
گر مسلمانی از این دست که (تو) می داری
وای اگر از پس امروز بود فردایی . 

۱۳۹۷ شهریور ۹, جمعه

برسد به دست عطاالله مهاجرانی

سه شب پیش وقتی آروق های روشنفکری عطالله مهاجرانی را شنیدم به یاد جمله ایی منتسب به صادق هدایت افتادم که می گفت : هر کس نانش از هر جایی بیاید برایش مقدس است . جمله ایی بود با همین مضمون . 

کسی که روشنفکر لندن نشین شود ، عاقبتش بهتر از این نخواهد شد و حرف هایش را که آدم بالا و پایین کند هیچ فرقی با حرف های آدمی مانند حسن عباسی نخواهد داشت . کسی که ( حسن عباسی ) در مجادله اش با دکتر عباس میلانی خود مهاجرانی از او به عنوان یک عوام یاد می کند اما ناظران می دانند که جمهوری اسلامی همین عباسی ها هستند و نه روشنفکر نمایان آروق زن کاسه پیش بارگاه آل سعودی چون مهاجرانی .

۱۳۹۷ مرداد ۲۴, چهارشنبه

رجل سیاسی و یک بازی جدید

امروز در راهروهای مجلس صحبت  از طرحی است که در آن برای چندمین بار بحث حضور زنان در منصب ریاست جمهوری به بحث گذاشته شد و طی ان قرار است بررسی شود که واژه رجل اشاره به جنسیت در متن قانون دارد یا نه ؟ 

پیش از این ها در دوره های پیشین تلاش هایی شده بود اما اجازه ورود زنان به حیطه قدرت داده نشد که از بارزترین و شاید مشهورترین این زنان دختر آیت الله طالقانی بود که هر بار با در بسته ایی روبرو شد که شاید پدرش زورش را زد که باز کند اما نشد . این باز نشدن اما تنها به بحث ورود و تقسیم قدرت ارتباط ندارد و سابقه و زمینه ای فقهی که در تار و پود فرهنگ شیعی ایران زمین تنیده شده است، دارد .

بازی آشنا و تکراری است اما زود هنگام است و همه را خسته خواهد کرد اما با این حال روشن است که دید فقهی-شیعی-جنسی قانون گذاران و قانون نویسان و تاییدکنندگان آن گویای بازی بودن این طرح است و یا نقشه دومی در صورت اضطرار برای رو کردن در لحظه مورد نیاز برای حضور مردم در پای صندوق های رای . صندوق هایی که از سال 88 تا سال 96 و این اواخر در سال 97 می تواند موجب مشروعیت بخشی به صورت خراش خورده جمهوری اسلامی شود . صورتی که این روزها با شعار اصلاح طلب -اصولگرا-دیگه-تموم-ماجرا دوباره کبود شده است و این طرح یک دام تمام عیار است برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای . 

حواسمان باشد که بازی نخوریم و باز با وعده و وعیدهایی به پای صندوق رای نرویم و در اولین نماز جمعه پس از انتخابات همه چیز با یک تشر امام جمعه که حاکمان شنبه اند دود نشود و به هوا نرود .

۱۳۹۷ مرداد ۹, سه‌شنبه

پفیوز پروری

در بین صفحات وب مشغول به ولگردی به مثابه وبگردی بودم که چشمم به این شعار آشنای این روزها افتاد : ما رکورد زدیم .

مانده ام که چرا آدم های باید رکورد بزنند ؟ هدف که مشخص است . یا بردن است یا ماندگاری نام یا هر دو با هم یا پول و ..... الی آخر . اما چه احتیاجی به رکورد زدن است . جواب واضح است . در جایی که احتیاج به انگیزه دادن به آدم ها در میان است رکورد از نان شب هم واجب تر است اما در جایی که مفاهیم انتزاعی به کار می رود و هیچ متر و مقیاس وجود ندارد برای اندازه گیری ، زدن رکورد چه چیزی بر جای می گذارد ؟ فکر می کنم میزان لجاجت آدمی را . 

 این روزها و در حالی که مردم به نان شب مانده اند و پول درمان و دارو ندارند و نا امیدی از آسمان بر سر این مردم می بارد ، هستند کسانی که در لاکچری ترین حالت مملکن با پول بیت المال و پولی که از آن مردم است و از آن مستضعفان است که شعار این انقلاب بود و این انقلاب از سنگر به سفره تبدیل شده است ، اقا زاده گانی هستند که روزگار را لاکچری به سر می برند و عروسی های آنچنانی و مجالس آنچنانی برپا می کنند و انگار نه انگار که اخلاق چیز دیگری و جور دیگری حکم می کند و تازه با پر رویی هر چه بیشتر مدعی می شوند که ماشین بیشتر از چهارصد میلیون تومانی تا به حال سوار نشده اند . 


بله ما رکورد زدیم . 
رکورد زدیم ....... اما در پفیوز پروری .

۱۳۹۷ مرداد ۶, شنبه

پفیوزها و بی غیرت ها

کوتاه ترین سخن در مورد کسانی که از پول بیت المال آستین پاره شان امروز پلو می خورد و یادشان رفته است که نگاهی هر چند گذرا به آلبوم خانوادگی شان که گویای ناداری و ناچاری شان در روزهای قبل از سنگر انقلاب است ، بیندازند ، این است : پفیوز ... سنگر انقلاب را به سفره انقلاب تبدیل کرده ایی و برای جماعتی که سال به سال رنگ حقوق حقه عقب افتاده شان را نمی بینند ، لاکچری اسلامی به راه می اندازی با پریدن از روی سنگر انقلاب و نشستن بر سر سفره انقلاب . 

اینجاست که برنامه چند روز پیش با حضور احمد توکلی در مورد موسسه ثامن الحجج از برابر چشمانم گذر کرد . احمد توکلی گفته بود : اکثر کسانی که از آن موسسه وام دریافت کرده اند فرزند قضات و آقازاده ها هستند و تهدید به افشاگری کرد ، اما به مانند بسیاری مصلحت سنجی کرد و افشاگری نکرد . چرا ؟ جوابش از روشنی نیازی به گفتن ندارد اما حضورش در آن برنامه خرید آبرو و توجیح بی عملیش بود وقتی که می دید آدم های بی پناه و گرسنه در خیابان حضور دارند و او شان نماینده مجلس را به زیر سوال برده است و ترجیح داده است که سفره انقلاب جمع نشود تا به دنبال سنگری نگردد . 

از زبان شیخی که چند روز پیش در تلوزیون حاضر شد و در مورد فقر مردم سیستان حرف اخر را زد : این اوضاع از بی غیرتی مسئولین است .

۱۳۹۷ تیر ۶, چهارشنبه

جام جهانی و این روزها

نزدیک به یک ماهی می شود که در این وبلاگ ننوشته ام . به دور از تب و تاب جام جهانی هستم ، گو این که بیشتر فوتبال ها را دیده ام و دنبال می کنم هنوز اما در جو آن اسیر نیستم و این جو به معنای دنبال کردن خط به خط اتفاقات و داشتن حالت های روحی منبعث از فوتبال و بازیکنان آن است .

امشب اما آمدم تا درباره نطق نماینده کاشمر در مجلس بنویسم و سخنان درست او که انگار تنها اوست که کمی تاریخ خوانده است و تاریخ می داند و حوادث را خط به خط دنبال می کند . در حالی که این روزها حاکمیت دارد روز به روز از مردم بیشتر فاصله می گیرد و مردم نیز مقابل مفهوم جمهوری اسلامی و نه تنها مقام های آن ایستاده اند سخنان نماینده کاشمر در مجلس زنگ خطری را به صدا در آورد که یا بسیاری نمی شنوند یا شنیده اند خودشان را به کری زده اند . تکیه بیش از اندازه جمهوری اسلامی بر روسیه و بازی کردن با کارت روسیه اقبال خوشی را نشان نمی دهد و نشانه آن هم هجوم همیشگی تزارها و کمونیست ها به ایران  و چپاول و قتل و غارت ایران و ایرانی است . غرب و سر دیگر آن انگلیس نیز به همین منوال بوده اند اما میزان و شدت و حدت آن به مراتب کمتر بوده است در قتل و غارت . با این حال جمهوری اسلامی بعد از دیدار کیم و ترامپ به آخرین دستاویز خود یعنی روسیه از این پیش بیشتر تکیه خواهد کرد در حالی که تاریخ ثابت کرده است که روس ها تکیه گاهی در خور نیستند .

صاحب این وبلاگ بدون هیچگونه قیاسی و با آگاهی از جای خود و جایگاه دیگری می نویسد : رهبر محترم ایران ، با سلام و احترام ، این روزها صداها را بشنوید . اینها آخرین نفراتی هستند که صحبت می کنند و خواهان تغییراتی مسالمت آمیزند . پایه های حکومت را بر دلهای مردم استوار کنید نه بر زانوان روس و چین که آمریکا در ویتنام در باتلاقی که رفت ، باتلاق طبیعت نبود در باتلاقی بود که دلهای مردمان ویتنام از حمله آمریکا داشتند .

۱۳۹۷ خرداد ۱۶, چهارشنبه

یک توئیت و یک دنیا ترس

توئیت وحشتناک صادق زیبا کلام در خصوص برگشت به زمان احمدی نژاد ، تن من یکی را که بد جور لرزاند . در اوضاع و زمانه آن روزها من نیز چون بسیار دیگری به فکر بهینه کردن پس اندازم و تبدیل آن به طلا و یا دلار بودم . برای این کار به یک طلا فروشی رفتم تا سکه برای خودم و همکارم بخرم . پس از سلام و علیک و شرح ماجرا ، صاحب طلا فروشی گوشی را برداشت و صحبت کرد و گفت انقدر تومان ! بخرم ؟ با کمی تومانینه و فکر کردن من گوشی را گذاشت و گفت : فکرهایت را بکن . دو دقیقه بعد گفتم : می خرم . گوشی را برداشت و باز گفت : انقدر تومان ! بخرم ؟ در گیج و واگیج این بالا و پایین شدن قیمت سکه در عرض دو دقیقه بودم که گفتم : بخرید ، بخرید ..... 

بی ثباتی سکه رایج دوران مدیریت محموداحمدی نژاد و کاسبکاران تحریم ها بود و بازگشت به آن دوران یعنی قطاری که به سمت یک دره می رود . دره ایی بزرگ و خوفناک که در آن جنون تنها در کف خیابان ها حکومت نخواهد کرد و به لایه های بالای حاکمیت نیز تسری پیدا خواهد کرد. چرا ؟ به یک دلیل ساده . شکاف طبقاتی موجود در جامعه حاصل  دوران زمامداری موسوی و هاشمی و ... تا امروز است که این شکاف خود حاصل رانت است . رانتی که حسن روحانی از آن با عنوان خصولتی در چندین سخنرانی یاد کرده است . رانت حاصل از این شکاف منجر به فاصله گرفتن منافع نظام با منافع ملی است و میزان گستردگی این شکاف میزان جنون را نشان خواهد داد که در آن منابع ثروت کم می شود و به مانند کارتون رابین هود ، داروغه به جان مردم ناتینگهام می افتد و متاسفانه رابین هودی در کار نخواهد بود .

۱۳۹۷ خرداد ۱۴, دوشنبه

خروس -خیام-شاملو

روند مکرر روزانه زندگی کردن در این ماه مبارک عجیب به هم میریزد و صبح جایش را به شب و شب به صبح می دهد و این بیدار خوابی کشیدنش در این وسط کار آدم را کمی به هم می ریزد و سوالی که در فیلم مارمولک از آقا رضا مارمولک می پرسند را از خودم می پرسم که حالا که صبح جایش را به شب و شب به صبح داده است اگر نمازی بخوانم نماز شب حساب می شود یا خیر ..... که خروس در حیاط قوقولی قوو می کند و حواسم را از سوال و فیلم به عالم ادبیات و فلسفه می برد و  به یاد رباعی خیام می افتم که می گوید :

هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری .

با خودم می گویم بی خبری خودش یک جورهایی خوش خبری است چرا که بهتر از داشتن خبر بد است . گر چه مصرع آخر خبری است و به تو آگاهی می دهد که یک روز دیگر هم گذشت اما با خودم می گویم : اگر نگذشته بود چه می کردم که حالا که گذشته است افسوس رفتنش را بخورم . غیر از رسیدن روزهای پیری است ؟ نه . خب بگذار پیری بیاید تا برود و تمام شود این روزهایی که در آن به دور از عشق صبح را به شب رسانده ام و شب ها را به صبحی که عشقی در آن نبوده است .

نمی دانم . به روایت مارگوت بیگل ، شاعره آلمانی که شعرش با صدا و ترجمه شاملو حسابی شنیدنی است :

از بخت یاری ماست
که آن چیزی که می خواهیم
یا به دست نمی آید یا از دست می گریزد .

و شاید باید شکرگزار این گزیر زوال ناپذیر باشم و در ادامه بازهم از قول مارگوت بیگل با خودم می گویم :

می خواهم آب شوم در گستره افق
آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شود ........

هوا روشن می شود و قناری در قفس شروع به خواندن می کند .

۱۳۹۷ خرداد ۱۳, یکشنبه

آهنگ خوزستان محسن چاووشی و پیشنهاد به باران کوثری

دلیل این که ساعت :3:37 دقیقه صبح روز دوشنبه چهارده خراد مشغول نوشتن این خطوط هستم شنیدن آهنگ خوزستان محسن چاووشی در نیمه شبی بود که همه مشغول گریه و زاری و طلب عفو بابت اعمال دیروزهایشان بودند . آهنگی پر از درد و خشم و عتاب آلود از جفای روزگار با ترانه ایی بسیار زیبا و دردمند از حسین صفا که گویای درد این روزهای مردم است . ترانه ایی آن قدر درد آلود که در لابلای خطوط آن اشاره به اختلاس گران و دزدان بیت المال می شود و با این که شاید کسی با خواندن آن بر روی کاغذ آن را ترانه ایی نه چندان بزرگ ببیند اما به دلیل درد آلود بودن آن به درد های امروز و تاریخ زخمی دیروزهای خوزستان می توان از آن به عنوان ترانه ایی نام برد که ماحصل یک خاطره زخمی جمعی است و از یادها نخواهد رفت . 



از این ها بیشتر اما پوستر طراحی شده برای این آهنگ است . ساده و به دور از هرگونه کلیشه و یا مخلوط شدن با مفاهیمی که حواس بیننده را با دیدنش از منظور آهنگ بیرون می کند . بمب هایی که از آسمان می آید ، یک چتر ، یک مرد و یک تفنگ که دسته چتر است و نگهدارنده آدم ها از باران بمبی که بر سرشان می ریزد .

ترانه با شعر زیبای ممد نبودی که  در قالب مداحی در دهه شصت است شروع می شود و بعد به خط اصلی می رسد و شنونده می داند که ترانه از کجای تاریخ می آید و با ادامه آن به امروز آن خطه پا می گذارد . در ادامه ترانه در چند خط بالا نوشتم که با موضوعاتی روبرو می شویم که شاید آوردن آن ها در متن یک ترانه بر روی کاغذ ، ترانه را از آن پیام راستینش به دلیل محاوره ایی بودن به دور کند اما به یک علت ساده زود پذیرفته می شود و آن هم به یک دلیل ساده ، درد مشترک . ترانه سرا در  این جا خوزستان را درد مشترکی می یابد و آن را فریاد می کند و محسن چاووشی آن را به زیبایی تماتر اجرا می کند . 

به گمانم باران کوثری بود که با آهنگ چرا رفتی همایون شجریان بر روی شعری از سیمین بهبهانی فقید ویدیویی ساخت که از بازیگرانی دعوت کرده بود تا به آهنگ گوش بدهند و او از آنان فیلم برداری کند . امروز به باران کوثری می نویسم : دوربینت را بردار و از مردمی از خوزستان در حالی که دارند به این آهنگ گوش می دهند ، فیلم بگیر و خشم جاری در متن این ترانه و آهنگ را به تصویر بکش تا نامت سربلندتر از گذشته باشد . 

این نوشته برای قدردانی از حسین صفا ، ترانه سرا و محسن چاووشی بود

برسد به دست محمد قوچانی

 بعد از بسیار زمانی که می شود از دی ماه خونین 1404 به این سو به این وبلاگ سری نزدم. نشد که سر بزنم. اینترنت قطع بود و اینترنت نبود و در نبود...